مير سيد شريف راقم سمرقندى

29

تاريخ راقم ( فارسى )

با او رسيده از اسب بر زمين فرود آورد و به ملازمت صاحبقران رسانيد . در تاريخ سنهء 791 به ضرب الفتح شمشير سرير نخوتش را از اوج عزّت به حضيض خوارى انداخت و دمدمهء دمّامه‌اش را به يك زخمه بىآوازه ساخت . امير علاء الدّين گويد : تاريخ شهريار عصر منصور آنكه او * در زمين ملك تخم دانه كشت مُلك هِشت از دار دنيا چون برفت * لاجرم تاريخ او شد « مُلك هِشت » بعد از آن صاحبقران به جانب بغداد شتافت . سلطان احمد جلاير را فرار بر قرار داد و بغداد نيز مسخّر گرديد و اين سفر را يورش سه ساله گويند . ديگر آل مظفر سر ارادت بر آستان انقياد صاحبقران بنهاد و نهال بىثمرهء نافرمانى را از زمين خاطر قطع و قلع كردند . بيت به عبرت نظر كن به آل مظفر * شهانى كه گوى از سلاطين ربودند كه در هفصد و خمس و تسعين ز هجرت * دهم شب ز ماه رجب چون غنودند چو خرما بنان در زمينها برُستند * چو تيره به اندك زمانى درودند [ كذا ] و صاحبقران ولايت ايران و توران را به فرزند كامكار به فرمان كردگار سپرد . مثنوى ز شيراز تا يزد و كاشان و قوم * عمر شيخ را داد اين مرز و بوم به شهزاده ميرانشه شيرزاد * ز تبريز تا عرصهء روم داد بعد از تقسيمات ولايات با خود مراجعت به سوى ماوراء النهر نمود . وفات ميرزا عمر شيخ ابن امير تيمور گركان در تاريخ سنهء 797 اميرزاده عمر شيخ بهادر در چهار فرسخى ولايت بغداد به قلعهء كه خرماتو گويند از قضاى آسمانى هدف ناوك خصم گرديد . در همان ساعت روى به دار الملك آخرت آورد . بيت همى تا بگردانى انگشترى * جهان را دگرگون شود داورى